تبليغاتX
talkh

talkh

شگفت انگیز

Image hosted by allyoucanupload.com


 

نوشته شده توسط احمد در سه شنبه یکم مرداد 1387 ساعت 10:51 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط احمد در سه شنبه یکم مرداد 1387 ساعت 3:22 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


2567dd1.jpg


 

نوشته شده توسط احمد در سه شنبه یکم مرداد 1387 ساعت 2:58 بعد از ظهر موضوع همین جوری | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط احمد در سه شنبه یکم مرداد 1387 ساعت 0:36 قبل از ظهر موضوع همین جوری | لینک ثابت


ey val baba!


 

نوشته شده توسط تینا در سه شنبه یکم مرداد 1387 ساعت 0:29 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


 نميشه

من به آواز جنون می سوزم

 

که دگر او هم آهنگم نیست

 

و دل عشق به من می سوزد

 

که چرا همدم او جز غم نیست

 

من دلم سخت از این می سوزد

 

که چرا پاسخ شیشه سنگ است

 

شب فرو ریخته در تاریکی،آسمان بی رنگ است

 

بر من این آزادی به خدا که مرگ است

 

قلبها افسرده،عشق ها صد رنگ است

 

من دلم ، دلتنگ است

 

 

من هنوز از تو سخن می گویم

 

از تو که ناز به نیلوفر و ریحان داری

 

طعنه ای بر گل یاس وسوسن

 

نسترن های بنفش وبه ایمان داری

 

من تورا می فهمم که به آواز قناری شادی

 

در میان همه دلتنگیها عشق بر من دادی

 

من هنوز از تو نفس می گیرم

 

تو که آغاز منی

 

در هجوم همه تنهایی اوج  پرواز منی

 

من هنوز از تو نفس میگیرم

 

و اگر عشق به قلبم نرسد به خدا می میرم


 

نوشته شده توسط تینا در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 10:35 بعد از ظهر موضوع اراجیف | لینک ثابت


عاشقانه

 

 

بگین بباره بارون،ِ دلم هواشو کرده

 

بگین تموم شدم من ، بگین که برنگرده

 

بهش بگین شکستم ، بهش بگین بُریدم

 

نه اون به من رسیدُ ، نه من به اون رسیدم

 

برهنه زیر بارون ، خرابُ درب و داغون

 

از آدما  فراری ، از عاشقا گریزون

 

بذار کسی نبینه ، غروره گریه هامو

 

بذار کسی نفهمه ، غم ِ تو خنده هامو

 

یه داغ ِ سخته سختم ، یه باغ ِ بی درختم

 

سفید ِ گیسه عمرم ِ سیاه ِ روزِ بختم

 

تنم داره میلرزه ، تو این هوای هرزه

 

گاهی نداشتن دل ، به داشتنش می ارزه


 

نوشته شده توسط تینا در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 10:30 بعد از ظهر موضوع همین جوری | لینک ثابت


رفت ......

 

زندگی چیدن سیبی است که باید چید و رفت

زندگی تکرار پاییز است که باید دید و رفت

زندگی رودیست جاری"هر که آمد

کوزه ای شادمان پر کرد و مشتی آب نوشید و رفت

قاصدک این کولی خانه به دوش

روزگار کوچه گردیهای خود را زندگی نامید و رفت......

 


 

نوشته شده توسط احمد در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت 5:26 بعد از ظهر موضوع چشمهای گیرا | لینک ثابت


عششششششششششششششششششششششششششششششق

عاشق                           عاشق تر

نبود در تار و پودش           ديدي گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتي هواي  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و  گنجشك  كلاغاي

سياه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابيده  توي  دنياي خاموشي  ،   ديگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشي  ،  شده كارش فراموشي  ،  ديگه  بارون  نمي

باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستي  توي  اين خونه ،   ديگه  آشفته

بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو

به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري

گفتم كه تو مي دوني،سرخاك

تو مي ميرم ، ولي

تا لحظه مردن

نمي گيرم

دل از

تو


 

نوشته شده توسط تینا در دوشنبه هشتم بهمن 1386 ساعت 4:30 بعد از ظهر موضوع اراجیف | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط تینا در دوشنبه هشتم بهمن 1386 ساعت 4:25 بعد از ظهر موضوع چشمهای گیرا | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط تینا در دوشنبه هشتم بهمن 1386 ساعت 4:22 بعد از ظهر موضوع اراجیف | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط احمد در دوشنبه هشتم بهمن 1386 ساعت 4:1 بعد از ظهر موضوع همین جوری | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط احمد در یکشنبه سی ام دی 1386 ساعت 3:22 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


در حسرت عشق

 یاد خودت یاد چشاتImage hosted by allyoucanupload.com

قلبتو بردار و بیار

میخوام یه حرکتی کنم

قلبتو هارد به هارد کنم

عشقمو بریزم به ژات

دیونه ی چشات بشم

لپ تو رو من بکشم

موهاتو من شونه کنم

عطر تنت رو بو کنم

می خوام بگم دوست دارم

عاشقتم ،دیونتم

مجنون اون دوتا چشات

قلبتو بردار و بیار

                                                      به یاد روزهای عشقولی ۸۵کلاس کنکور


 

نوشته شده توسط احمد در پنجشنبه یکم آذر 1386 ساعت 4:37 بعد از ظهر موضوع یادگار ان... | لینک ثابت


 

نازنينـــــــــــــــــــم !

بي تو اينجا نا تمام افتاده ام

پخته اي بودم که خام افتاده ام

گفته بودي تا که عاقلتر شوم

آه ، مي خواهي مگر کافر شوم

من سري دارم که مي خواهد کمند

حالتي دارم که محتاجم به بند

کاشکي در گردنم زنجير بود

کاشکي دست تو دامنگيربود

عقل ما سرمايه دردسر است

من جهان را زير وبالا کرده ام

عشق خود را در تــــــو پيدا کرده ام

من دگر از هر چه جز دل خسته ام

عهد ياري با دل دل بسته ام

بر لب تو خنده مجنوني ام

خنده تو رنگي از دلخونيم  
 


 

نوشته شده توسط احمد در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 ساعت 1:19 بعد از ظهر موضوع اراجیف | لینک ثابت






Powered by WebGozar

ورود به چت روم

Powered by: Reza-Soft