من به آواز جنون می سوزم که دگر او هم آهنگم نیست و دل عشق به من می سوزد که چرا همدم او جز غم نیست من دلم سخت از این می سوزد که چرا پاسخ شیشه سنگ است شب فرو ریخته در تاریکی،آسمان بی رنگ است بر من این آزادی به خدا که مرگ است قلبها افسرده،عشق ها صد رنگ است من دلم ، دلتنگ است من هنوز از تو سخن می گویم از تو که ناز به نیلوفر و ریحان داری طعنه ای بر گل یاس وسوسن نسترن های بنفش وبه ایمان داری من تورا می فهمم که به آواز قناری شادی در میان همه دلتنگیها عشق بر من دادی من هنوز از تو نفس می گیرم تو که آغاز منی در هجوم همه تنهایی اوج پرواز منی من هنوز از تو نفس میگیرم و اگر عشق به قلبم نرسد به خدا می میرم
نوشته شده توسط تینا در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 10:35 بعد از ظهر موضوع اراجیف | لینک ثابت
بگین بباره بارون،ِ دلم هواشو کرده
بگین تموم شدم من ، بگین که برنگرده
بهش بگین شکستم ، بهش بگین بُریدم
نه اون به من رسیدُ ، نه من به اون رسیدم
برهنه زیر بارون ، خرابُ درب و داغون
از آدما فراری ، از عاشقا گریزون
بذار کسی نبینه ، غروره گریه هامو
بذار کسی نفهمه ، غم ِ تو خنده هامو
یه داغ ِ سخته سختم ، یه باغ ِ بی درختم
سفید ِ گیسه عمرم ِ سیاه ِ روزِ بختم
تنم داره میلرزه ، تو این هوای هرزه
گاهی نداشتن دل ، به داشتنش می ارزه
نوشته شده توسط تینا در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 10:30 بعد از ظهر موضوع همین جوری | لینک ثابت
نوشته شده توسط احمد در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت 5:26 بعد از ظهر موضوع چشمهای گیرا | لینک ثابت
عاشق عاشق تر
نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق
@@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@
امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه
فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم
عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت
نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش
حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي
سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو
طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي
باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته
بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از
رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت
گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو
به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري
گفتم كه تو مي دوني،سرخاك
تو مي ميرم ، ولي
تا لحظه مردن
نمي گيرم
دل از
تو
نوشته شده توسط تینا در دوشنبه هشتم بهمن 1386 ساعت 4:30 بعد از ظهر موضوع اراجیف | لینک ثابت
یاد خودت یاد چشات
قلبتو بردار و بیار
میخوام یه حرکتی کنم
قلبتو هارد به هارد کنم
عشقمو بریزم به ژات
دیونه ی چشات بشم
لپ تو رو من بکشم
موهاتو من شونه کنم
عطر تنت رو بو کنم
می خوام بگم دوست دارم
عاشقتم ،دیونتم
مجنون اون دوتا چشات
قلبتو بردار و بیار
به یاد روزهای عشقولی ۸۵کلاس کنکور
نوشته شده توسط احمد در پنجشنبه یکم آذر 1386 ساعت 4:37 بعد از ظهر موضوع یادگار ان... | لینک ثابت
نازنينـــــــــــــــــــم !
بي تو اينجا نا تمام افتاده ام 
پخته اي بودم که خام افتاده ام
گفته بودي تا که عاقلتر شوم
آه ، مي خواهي مگر کافر شوم
من سري دارم که مي خواهد کمند
حالتي دارم که محتاجم به بند
کاشکي در گردنم زنجير بود
کاشکي دست تو دامنگيربود
عقل ما سرمايه دردسر است
من جهان را زير وبالا کرده ام
عشق خود را در تــــــو پيدا کرده ام
من دگر از هر چه جز دل خسته ام
عهد ياري با دل دل بسته ام
بر لب تو خنده مجنوني ام
خنده تو رنگي از دلخونيم
نوشته شده توسط احمد در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 ساعت 1:19 بعد از ظهر موضوع اراجیف | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

احمد <talkh> متولد68صورتی بیحال رو خیلی دوست دارم دوست دارم زندگیم یواش باشه
امیدوارم وبلاگم زیاد زیق نباشه
به اطلاع میرساند اگه نظر ندی مگم هری جادوت کنه
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY